تبليغاتX
خاطرات آمارگیری اقتصادی خانوار

خاطرات آمارگیری اقتصادی خانوار

خاطراتی از طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی

اکنون حدود یک سال است که این امارگیری پایان یافته ما هم پول خود را گرفتیم اما پولی در جیب مردم نرفت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

خواستگاری در حین تکمیل فرم اقتصادی

در حوزه من 5 خانم و 3آقا حضور داشتند که همه جوان بودند.                                                 *پیرمردی از یکی از خانم های جوان پرسیده بود،«شما ازدواج کرده اید» همکار من در جواب گفته بود«بله،ولی یادم رفته حلقم رو دستم کنم»و پیرمرد با عصبانیت گفته بود«حالا کی از تو خواستگاری کرد»                                                                                                                             *خانمی که اسرار داشت کارش زودتر انجام شود به یکی از همکاران من می گفت:«می شه کاره من رو انجام بدی،به خدا من مجردم،شوهر ندارم»
+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

قیمت مسکن در طرح تحول اقتصادی

فکر میکنم دلیل پایین آمدن قیمت مسکن،همین فرم های اقتصادی باشند،چرا که برای اولین بار بعد از 2500سال تمدن،ایرانی ها در یک موضوع متحد شدند و همگی قیمت خانه خود را متری یک میلیون تومان کاهش دادندالبته در این بین عده ای هم برای همدردی با کسانی که که خانه ندارند ملک مسکونی 600 متری در یوسف آباد تهران را 180 میلیون تومان معادل متری 300هزار تومان گرفتند.

*البته آقایی هم اظهار نمود:«من ماهیانه200هزارتومان به همسرم اجاره میدهم چون در خانه ای که به نام اوست زندگی میکنم»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

مشکلاتی که یک امارگیر با آن ها مواجه است

به نظر من آمارگیری یکی از سخت ترین شغل هاست چرا که در برابر حوادث خنده دار اطراف باید ایزوله باشی و نخندی مثلا :اگر اسم کسی «قلنج»باشد نباید بخندی چون از اهالی آذریبایجان است و روی اسمش غیرت دارد                                                                                                          *زمانی که از شکم طرف مقابل صدایی می آید نباید بخندی چون به اندازه کافی خودش خجالت می کشد.                                                                                                                              *کسی که آن چنان دهانش بو میدهد که در مدت تکمیل فرم باید صبر ایوب داشته باشی که بتوانی به کارت ادامه دهی

*وقتی کسی با شما صحبت می کند و صورت شما در معرض بارانی از آب دهان قرار میگیرد باید از طرف مقابل به صورتی حرفه ای فاصله بگیری مثلا خودکار را روی زمین بیاندازی تا بتوانی به بهانه برداشتن خودکار لحظاتی از این رحمت الهی بی نصیب بمانی.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

ازدواج در آمارگیری اقتصادی

در جریان  آمارگیری شاهد ازدواج 2تن از هموطنان بودیم،توضیح اینکه پیرمردی 67ساله در روزهای اول طرح به من مراجعه کرد،به گفته خودش تنها زندگی میکرد اما نام خانمی رادر لیست خانوار خود نوشته بود،وقتی از او پرسیدم این خانم چه نسبتی با شما دارند گفت:«قرار است هفته دیگر با او ازدواج کنم»سپس قرار شد هر وقت با آن خانم محترم ازدواج کردند بیایند و اسم هر دوی آنها را بنویسم، که ایشان در این امر فروگذار نکرده و درست سر یک هفته به همراه عیال تشریف آوردند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

مردم دقیق و هوشیار

آمارگیری اقتصادی حساسیت رو بیشتر می کند.در فرم شماره2 که پاکنویس شماره 1 بود واحدها «هزار ریال »و«میلیون ریال»بود،پس باید یک صفر به اعداد اضافه می شد اما......همین موضوع موجب نگرانی هموطنان حساس و دقیق ما شده بود، که در اکثر مواقع فقط با اظهار نگرانی خاتمه نمیافت......... و یا خیلی مودبانه میگفتند:«اشتباه ننوشتی؟» و باید کلی توضیح می دادم و پس از اینکه سرشان را تکان میدادند که یعنی فهمیدیم باز هم می گفتند:«حتما شما بهتر می دونید دیگه»                                                                                                                                                                    حتی آقایی به خاطر یک صفر اضافه تر نتوانسته بود شب را به راحتی به صبح برساند چرا که فکر کرده بود 20هزار تومان را 200هزار تومان نوشته ام.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

آمارگیری اقتصادی و فتوکپی ها

این آمارگیری برای هرکه آب نداشت برای فتوکپی ها که نان داشت،اولاً فرم شماره1( که مردم می توانستند رایگان از مدارس تهیه کنند) را دانه ای 300 تومان می فروختند.ثانیاً در مدارک لازم فقط کپی صفحه اول شناسنامه نیاز بود درحالی که فتوکپی ها نامردی نمی کردند و همه صفحات را میگرفتند و به مردم می گفتند:«همه صفحات نیاز است»
+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

مدارک مورد نیاز امارگیری

با مدرک بی مدرک مسئله چیزی دیگر است

پر کردن فرم ها نیازمند اصل و کپی شناسنامه و کارت ملی بود. بعضی می آمدند و هیچ مدرکی نداشتند،پاک پاک و وقتی می گفتیم مدارک لازم است اول به ما فحش می دادند بعد هم به آقای احمدی نژاد و ... البته چون خیلی به ما لطف داشتند به همین بسنده نمی کردند و به بهانه«گرمای هوا،کمبود سایه،بوی عرق فرد جلویی و گران شدن سکه و ....» به ما و البته به آقای احمدی نژاد فحش می دادند و هرچه به ذهن مبارک می رسید بی هیچ تعارفی نثار ما می کردند،حتی بعضی اوقات از بی احترامی کلامی نیز فراتر می رفتند،به طوری که در یکی از مدارس منطقه6مدیر را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

آمارگیری اقتصادی

فرزند بیشتر یارانه بیشتر

چون طرح،اطلاعات اقتصادی خانوار بود،خانواده ها تلاش می کردند تا تعداد افراد خانوار را بیشتر کنند تا یارانه بیشتری بگیرند بنابراین از هر کجا که می توانستند فرزند تحت تکفل پیدا میکردند.

مثلاً خانمی میگفت:«پسرم بورسیه شده آلمان،دو سال دیگه برمیگرده ولی شما اسمش رو بنویس چون الان با ما زندگی می کنه»

آقایی می گفت:«پسرم خارجه اونجا با یک دختر خارجی ازدواج کرده بود بعد طلاقش داد با یک دختر ایرانی ازدواج کرد. (سوال:چه ربطی داره) آخه نیست جفت ایرانی هستند بلاخره یارانه به اونها هم تعلق می گیره دیگه»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

طرح هدفمند کردن یارانه ها

و اما... تاریخ تولد

در میان 365 روز سال تاریخ تولد 1/1 یعنی اول فروردین جلب توجه می کرد عده زیادی در این روز به دنیا آمده بودند،به قدری که این نکته برایم سوال شد؟؟ که در نهایت بعد از یک هفته تحقیق و پژوهش در این باب دریافتم که داستان چیز دیگریست!!

جواب1:در قدیم فکر می کردند که خیلی کلاس دارد اگر کسی روز اول سال به دنیا بیاید برای همین اگر بچه ی ایشان در چله تابستان هم به دنیا می آمد تاریخ تولد او را اول فروردین می گرفتند.

جواب2:چون در قدیم هزینه جشن تولد زیاد بوده و این قبیل مراسم اساساً قرتی بازی محسوب می شده،پدر ها تاریخ تولد فرزندشان را اول فروردین می گرفتند تا هم بچه آنها عقده ای نشود و هم سر بچه را شیره بمالند که :«به خاطر تولد توست که همه جشن می گیرند و سفره 7سین پهن می کنند»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

خاطرات آمارگیری اقتصادی

بدون شرح ها

از موارد جالب خانواده سه نفری بود که هر 3نفر در یک روز به دنیا آمده بودند.هر سه متولد 23 شهریور بودند.

یک نفر فرم خود را اینگونه پر کرده بود:استان: تهران، شهر:تهران،آبادی: یوسف آباد  شاید چون یوسف آباد «آباد»دارد چنین فکری کرده است.

امان از حواس پرتی ها  امان از حواس پرتي ! آقایی سه بار براي تحويل مدارکش مراجعه کرد ولي هر سه بار ، يکي از مدارکش را کم آورده بود. نکته اينکه هر بار مدرکي را کم مي آورد که سري قبل آورده بود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار

خاطرات کوتاه

در این مدت اسمهای خنده دار می شنیدم که بدنیست شما هم آنها را بخوانید                                        آقایان:قلنج،مشهد،داداش و رنجور                                                                                     خانم ها:مخمل،لطیف بانو و باباآغا                                                                                           در این میان نامهای دو خواهر تداعی کننده نام دو قلو های افسانه ای بود،«سولماز و کاترین»       اسمهایی هم بودند که اصلاً در جدول مورد نظر جا نمی شدند مثل «میرزا آقا حسن مرحوم»

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  | 

طرح تحول اقتصادی

 

فرار مغزها در آمارگیری

*مردی سرپرست خانواده خود و پسرش بود،پسر این آقا دست فروش بود،اما نکته در اینجاست که آقای دست فروش همسری لهستانی داشت و فرزندان ایشان هم در آلمان به دنیا آمده بودند. این شرایط تداعی کننده سوالی در ذهن من بود!!!!

آیا ایشان برای تحصیل در رشته دست فروشی و کسب تجارب حرفه ای به آلمان سفر کرده،آنجا عاشق دختری شده و با وجود مخالفت ها با او ازدواج کرده(که ثمره آن دو فرزند بوده) و پس از اخذ مدرک دکترا و کسب تجارب فراوان در رشته دست فروشی به میهن خود رجعت کرده تا هم جز فرار مغزها به حساب نییاید و هم به کشور خود خدمتی کرده باشد و دست فروشی را در ایران مکانیزه نمایید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط morteza  |